
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم **تابکی در غم تو ناله شبگیر کنم
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود**مگرش همز سر زلف تو زنچیر کنم
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات **در یکی نامه هحالست که تحریر کنم
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود **کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم
آنزمان کارزدی دیدن جانم باشد**در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم
حضرت حافظ خوش سخن
:: برچسبها:
سهراب سپهری,
|