   
نوروز بمانید که ایام شمائید ................آغاز شمائید و سرانجام شمائید
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار.......آن گنبد گردنده ی آرام شمائید
خورشید شما عشق شما بام شمائید......نوروز کهنسال کجا غیر شما بود
اسطوره جمشیدو جم و جام شمائید........عشق از آن نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه بهرام و گل اندام شماائید..........هم آینه مهر و هم آتشکده عشق
هم صاعقه خشم و بهنگام شمائید......امروز اگر می چمد ابلیس غمی نیست
در فن کمین حوصله ی دام شمائید......گیرم که سحر رفته وشب دور و دراز است
در کوچه ی خاموش زمان گام شمائید........ایام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایام شمائید
شمس تبریزی
:: برچسبها:
حافظ,
|