به انتظار تو این دفتر خالی تا چند سطر خواهد نوشت به جستجوی تو به درگاه
کوه میگریم ودر آستانه دریا وعلف به جستجوی تو درمعبر بادها می گریم در
چهارراه فصول ودر چارچوب شکسته ی پنجره ای که آسمان ابر آلود است
در قابی کهنه میگریم وجریان باد را می پذیرم وعشق را که خواهر مرگ است
وجاودانگی ام که رازش را با تو در میان میگذارد نام تو سپیده دمی ایست بر
پیشانی آسمان است وذهن من هنوز متوقف نشده است چون متبرک با نام
تو است وبار غم انگیز ترین وعمیق ترین عشق ها در دعا ها نهفته است
به راستی چه زیباست واین عشق به جاودانگی می پیوندد وهر صبح بر
پیشانی آسمان میگذرد وتو پنجره ای بسته ای می مانی که هر گاه بسویش
شتافتم باز نشدی
:: برچسبها:
دلنوشته غم فراق,